‏نمایش پست‌ها با برچسب اداب معاشرت ، اتیکت ، نزاکت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اداب معاشرت ، اتیکت ، نزاکت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه

سفر روح (سخن آغازین):با نهایت تشکر تقدیم به تو

چند وقت پیش متنی را از کتابی خواندم به این مضمون : هنگامی که شاگرد آماده فراگیری باشد ، استاد ظاهر میگردد .
متن زیبا و تاثیر گذار بود ، با خود پرسیدم اگر من شاگردم ،قرار است چه را فرا گیرم و استادم کیست ؟
خلاء درونم به پاسخ آمد و گفت : عشق ،
گفتم چرا ؟ جواب آمد : ایا درکش کرده ای ؟ ،
پرسیدم حال استادم کیست : ندا آمد ، هنگامی که شاگرد آماده فراگیری باشد ، استاد ظاهر میشود !
و گذشت و گذشت ، ذره ذره تو به مانند سایه ای همراهم گشتی و آهسته و به نرمی فردی شدی چون آئینه ، که خود را در ان میدیم ، و اصلاح و اصلاح و اصلاح ، فرامیگرفتم از تو ،خود بهتر بودن را ، می اموختم از تو ،کامل شدن را و نیروی نشاط و شادابی .
و غم ها ! دیگر با این واژه آشنایی نداشتم ، هرچه بود تو بودی و شادی ، شادی بود و تو . 
"اهریمن" تاریکی و ظلمت و اندوه از تسخیر دل درامد و خلوتگاه دل را"اهورامزدای" نور و صفا گرفته بود و من نمیدانستم که از درون چه هیاهویی برپاست ، تا که دل به تنگ آمد و قلب به تکاپو، هردو هم صدا فرامیخواندنت ، نیروی آسمانی مرا در آغوش گرفته بود و هر آنچه در اطرافم بود ، نور بود و نور ونور . آری  در حال فراگیری بودم و تنها استادم بودی .
و بعد باز خواندم چنین متنی را :"خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی،اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر" میدانستم که باید شکر گذار بود ، شکر گذار . در پی هر رویدادی خیریت و مصلحتی است پس تنها شکرگذار خدایم گشتم و سپاس گذار تو
و امشب این متن درس تورا تکمیل کرد :"
---------------------------------------------------------------------------------------------
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد
كوچك باش و عاشق ،كه عشق می‌داند آئین بزرگ كردنت را ...
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
فرقى نمي‌كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران، زلال و پاک كه باشى تصویر آسمان در توست
چرا که مردم آنچه را که گفته‌ای فراموش خواهند کرد ،حتا آنچه را که انجام داده‌ای به فراموشی خواهند سپرد 
اما هرگز از یاد نخواهند برد که باعث شده‌اید چه احساسی نسبت به خود داشته باشند
دوست داشتن دلیل نمی‌خواهد ولی نمی‌دانم چرا خیلی‌ها و حتی خیلی‌های دیگرمی‌گویند 
این روز‌ها دوست داشتن دلیل می‌خواهد و پشت یک سلام و لبخندی ساده دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده
ودنبال گودالی از تعفن می‌گردند
دیشب که بغض کرده بودم باز هم به خودم قول دادم من سلام می‌گویم 
و لبخند می‌زنم و قسم می‌خورم و می‌دانم عشق همین است به همین ساد گی
پس ، برای همسایه‌ای که نان مرا ربود، نان
برای دوستی که قلب مرا شکست ، مهربانی
برای آنکه روح مرا آزرد ، بخشایش
و  برای خویشتن خویش آگاهی و عشق آرزو دارم"
--------------------------------------------------------------------------------------------------
برای درس زیبایی که به من اموختی ، متشکرم
و برایت آرزو دارم که تو نیز در مکتب خانه ی خود فراگیری
چراکه هنگامی که شاگرد آماده آموختن شود استاد ظاهر میگردد
30 مهر 89
رعنا اردکانیان

۱۳۸۹ مرداد ۲۴, یکشنبه

گانگ هو دوست من


سال گذشته استاد عزیزم پیشنهاد کرد که کتاب گانگ هو را بخونم ، اما چون در خلاصه تعریفی که از کتاب داشت اسم چندتا جونور را داشت ، به خودم گفتم برو بابا! کی حال و حوصله جانورشناسی را داره!
هفته ی پیش از کنار کتابفروشی رد میشدم و به ناگاه ، گانگ هو را در دستان خود دیدم! شروع به خواندن کردم و با هر خط علاقه ام بر ادامه بیش تر میشد ، گانگ هو کتاب مدیریتی برای شرکت ها و سازمان ها بود ، اما میتونستی اونو در خودت نیز رشد بدهی!
دقت کردید که یک سری موارد باید در زمان خودشون اتفاق بیافته ؟ گانگ هو کتابی بود که درست در زمان درست در دستانم قرار گرفت. 
مشخصات کتاب:
گانگ هو! Gung ho: مدیریت شگفت انگیز
کنت بلانچارد، شلدون بولز، صدیقه ابراهیمی (مترجم)، علی ابوطالبی (ويراستار)
و اما انچه که از کتاب دوست داشتم به خلاصه :
روحیه سنجاب ها :کار ارزنده
بدانیم که کار ما در بهبود جامعه مؤثر است و  همه برای یک هدف مشترک کار می کنیم و اینکه
ارزشها همه طرحها، تصمیمها و عملیات را رهبری می‏کنند.
شیوه سگ های ابی: برای رسیدن به هدف کاملا مراقب و مسلط باشید
به سایرین اعتماد نموده و با مشخص کردن وظیفه هرکدام ، آنان را در انجام کار ازاد گذاریم
افکار، احساسات، نیاز ها، رویا ها و آرزو ها را محترم شمرده ، شنیده و به آنها عمل شود.
رهاورد غاز ها: یکدیگر را در جریان کار تشویق کنید.

به صورت خلاصه آنچه من از این کتاب دریافت کردم:
برای رسیدن به هدفت ، برای کارهایت ارزشگذاری کن ، خود را در بروز ایده ها و تخیلات ازاد بگذار و ان ها را عملی کن ، به احساس درونت گوش سپار و خود را در رسیدن به ان تشویق کن ، تشویق کن و تشویق کن - تو خواهی توانست

و با جمله زیبای باربارا دی انجلس، این پست را تکمیل میکنم :
آخرين بار كه به عشق و شور زندگي نهفته در وجود خود اجازه داديد تا بيرون آيد و كمي بازيگوشي كند كي بود؟ آخرين باري كه از بازي با بچه ها به همان اندازه ي آنها لذت برديد ، كي بود؟ آخرين باري كه از زنده بودن خود به هيجان آمديد كي بود؟ نگران نباشيد ديگران درباره شما چه فكر مي كنند. به اين فكر نكنيد كه آن چه را دوست داريد انجام بدهيد چقدر عملي ، مفيد ، يا موثر است. مضحك باشيد ، عاشق باشيد ، با شور و حال زندگي كنيد . خودتان باشيد

مرداد 89
رعنا اردکانیان

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

اندر باب تعطیلات دولتی(طنز)

روز های یکشنبه و دوشنبه به علت بحران کمبود تولید برق و به بهانه گرمی هوا ادارات تعطیل شد و در پی ان سخنان و جک های حاشیه ایی زیادی را به وجود اورد ، از جمله سخنان این بود که : حساب کردن دیدن کارمندها سر کار نروند به صرفه تر است !!
و .....
اما مانند همیشه تنها جای تعجب باقیست که چرا در ادارات با ساختمان هایی که نورگیر دارند و در روز روشن لامپ ها مهتابی و بسیاری از لوازم برقی بی دلیل روشن می ماند؟ چرا به جای درج هزاران خبر مبنی بر تعطیلی ها ، از کارمند ها درخواست صرفه جویی نمی کنند ؟ متاسفانه در فرهنگ جا افتاده که به جای پیمایش راه درست و مناسب ، تنها به پیمایش بیراهه ها و میانبر ها اکتفا کنیم و به هر زمان و در هر مکان که کم میاوریم با غیبت و عدم حضور و به قول امروزی با پیچوندن و دور زدن ! کارمون را پیش بریم.
سوالی مطرح است که اگر این مردان سر اهرام تلاشی مضاعف دارند که عملکرد خود را به عنوان کاتالوگی از الگوهای نمونه به جوانان ما مطرح کند، با کاتالوگی که در حال حاضر در دستانمان است وضعیتمان به کجا خواهد کشید؟
 

۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه

یک عاشقانه رقص در زندگی

با خود پیمان ببندیم، آنقدر قوی شویم که هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز آرامش ذهنیمان را به هم نریزد
با خود پیمان ببندیم، در هر گفتگوی کلامی از سلامتی ، شادی و ثروت را بر زبان جاری سازیم
با خود پیمان ببندیم، همواره توانییهای دوستانمان را به آنها یادآور شویم (حس خوب مفید بودن را برای دوستانمان به وجود بیاوریم
با خود پیمان ببندیم ، نیمه روشن هر چیزی را بنگریم، آنگاه تاریکی کنار رفته و رویاهایمان تحقق می یابد
با خود پیمان ببندیم، به بهترین فکر کنیم، برای بهترین کار کنیم و فقط بهترین را بخواهیم
با خود پیمان ببندیم، مشتاق موفقیت دیگران باشیم، آنچنان که گویی آن موفقیت از آن ماست
با خود پیمان ببندیم، اشتباهات گذشته را فراموش کنیم و بسوی دست یافته های بزرگتر در آینده حرکت کنیم
با خود پیمان ببندیم، به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنیم
با خود پیمان ببندیم، آنقدر برای رشد و تعالی خود زمان صرف کنیم ، تا دیگر زمانی برای انتقاد کردن از دیگران نداشته باشیم
با خود پیمان ببندیم، برای ناراحتی صبور، برای ترس قوی و در برابر خشم متین باشیم
با خود پیمان ببندیم، که بهترین باشیم و به دنیا بگوییم که بهترین هستیم
تا زمانیکه اعمالمان بهترین بودن ما را حفظ میکند، تمام کائنات گوئی در دستان توست
به امید باور این پیمانه

۱۳۸۸ مهر ۲۴, جمعه

سه صافی

شخصی نزد همسايه‎اش رفت و گفت: گوش کن! می‎خواهم چيزی برايت تعريف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می‎گفت... همسايه حرف او را قطع کرد و گفت: قبل از اينکه تعريف کنی، بگو آيا حرفت را از ميان سه صافی گذرانده‎ای يانه؟

- کدام سه صافی؟

- اول از ميان صافی واقعيت. آيامطمئنی چيزی که تعريف می‎کنی واقعيت دارد؟
- نه. من فقط آن را شنيده‎ام. شخصی آن را برايم تعريف کرده است.
- سری تکان داد و گفت: پس حتما آن را از ميان صافی دوم يعنی خوشحالی گذرانده
‎ای. مسلما چيزی که می‎خواهی تعريف کنی، حتی اگر واقعيت نداشته باشد، باعث خوشحالی‎ام می شود.
- دوست عزيز، فکر نکنم
تو را خوشحال کند.
- بسيار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمی
‎کند، حتما از صافی سوم، يعنی فايده، رد شده است. آيا چيزی که می‎خواهی تعريف کنی، برايم مفيد است و به دردم می خورد؟
- نه، به هيچ وجه!
همسايه گفت: پس اگر اين حرف، نه واقعيت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفيد، آن را پيش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی...

۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

آداب معاشرت یا اتیکت


اگر از اون دسته افرادی باشید که به فیلم ها و کتاب های سلطنتی و تشریفاتی علاقه خاصی دارید ، حتما متوجه این نکته بارز شده اید که بر خلاف سایر فیلم ها و کتاب ها تاکید زیادی بر چگونگی پوشش ، حرکت ، منش و رفتار شده  . البته خیلی از موارد معمول و مرسوم را همه خانواده ها به فرزندان خود آموزش می دهند اما در جامعه کنونی که اینترنت مرز فرهنگ و رسوم ها را برداشته ، دانستن اداب معاشرت اصلی و مناسب شرط محترم بودن و متشخص بودن فرد در جامعه هزارویک فرهنگ است ، بارها در چنین مجامعه ای به علت ندانستن این موارد ناخواسته به فرد مقابلمان بی احترامی کرده ایم. نکته های زیر نتیجه نحقیق من در کتاب آداب معاشرت نوشته ویجیا کومار و سایت های ویکی پدیا و وبلاگ مردمان است : و ابتدا از اصلی ترین موضوع یعنی سلام و معرفی شروع می کنیم

سلام کردن

  جوانان نبايد به مردان مسن مانند رفقاي خود سلام كنند و در ضمن  بايد با نهايت احترام سلام كنند و با ادب و شمرده سخن گويند.
سلام دادن در حاليكه سيگار در دهان باشد پسنديده نيست.آقاياني كه كلاه بر سر دارند قبل از دست دادن كلاه را برداشته و به دست چپ ميدهند و با دست راست خود دست خواهند داد
جوانان به مسنان ، مردان به زنان وکارمند به رئیس و همپنین کسی که وارد می شود به افراد حاضردر سلام کردن باید مقدم باشند
سلام کردن باید با صدای بلند و مناسب ، با احترام و رسمی بیان شود حتما لبخند را در هنگام سلام کردن به خاطر بسپاریدو از انجام حرکات و لحن کودکانه ، لوس و .. بپرهیزید

معرفی
همیشه ابتدا کوجک به بزرگ معرفی شده و اول نام آنها ذکر میگردد، مثلآ هيچوقت يك مرد محترم مسني را به يك آقاي جوان معرفي نمي نمايندو همچنين يك خانم  ابتدا به يك آقا معرفي نمي شود.
موقعي كه مي خواهيد دو نفر را به هم معرفي كنيد، لازم است اسم افراد را واضح بيان كنيد.
در صورتي كه نام شخص را نمي دانيد يا پرسيديد  هميشه آقا را به خانم ،كوچكتر را به بزرگتر و جوان را به مسن بايد معرفي كرد.
اگر معرفي شوندگان هر دو داراي يك مقام و يا هم سن باشند، معرف ميگويد:
"اجازه مي خواهم آقايان (الف) و (ب) را به يكديگر معرفي كنم" اگر يكي از آنان داراي مقام مهمي باشد معرفي يك طرفه انجام مي گيرد و شخص دوم را به صاحب مقام معرفي مي كنند.
دوشيزگان به بانوان معرفي ميشوند ، و اگر دختر داراي ارزش اجتماعي باشد ، زن را به او معرفي ميكنند.
از معرفي دو نفر به همديگر كه میدانيد تمايلي به ملاقات يكديگر ندارند ،خودداري كنيد.
و طريق جواب در وقتيكه شخص را به شخصي ديگر معرفي مينمايند چنين است براي گشودن باب دوستي و ابتدا به سخن ، عبارا

مناسبي بگويد، مثلآ:
من قبلآ توصيف شما را شنيده بودم و مايل به آشنائي با شما بودم و حال از اين آشنائي بي نهايت خوشوقتم.
ولي اگر طرف مقابل خانم باشد ، به يك حركت سر اكتفا مي نمايند ، و اين علامت تشكر است.
یا  بگويید:از آشنایی با شما خوشوقتم
nice to meet you / Its my pleasure
در يك مهماني كوچك صاحب خانه بايد مراقب باشد كه مهمانها همه همديگر را بشناسند و در صورت لزوم آنها را معرفي كند
در مهماني هاي بزرگ معرفي لزومي ندارد زيرا انجام آن ممكن نخواهد بود.
دست دادن
- برای تفهیم پیام همدلی باید دقت کنید که دست طرف مقابل خود را به اندازاه ای که او دست شما را فشارد میدهد فشار دهید.ضمنا از دید روانشناسان این نوع دست دادن نشانه اعتماد به نفس عالی شماست
هرگز به صورت بیحال و سست دست ندهید.که این وضعیت فورا پیام بی تفاوتی را به قلب مخاطب مخابره میکند. 
توجه داشته باشید که اگر کف دست شما زیاد عرق  میکند حتما  قبل از دست دادن آن را خشک کنید .چرا که دست عرق کرده نشانه دلهره و ونوعی هیجان  غیر عادی است و اینکه احساس تنفر را در طرف مقابل  ایجاد میکند
هنگام دست دادن سعی کنید فاصله شما با طرف مقابل زیاد  نباشد .کسانی که موقع دست دادن دورتر میاستند و به جای اینکه قدمی به جلو بردارن در جای خود می ایستند و از دور دست میدهند بسیار بی ادب و خود خواه جلوه میکنند
دست دادن باید محکم صمیمانه و کوتاه باشد .طولانی شدن مصاحفه و بالا و پایین بردن مکرر دست به خصوص اگر فردی سالخورده شخصیتی محترم ویا زن باشد خلاف نزاکت و ادب است