‏نمایش پست‌ها با برچسب گوناگون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گوناگون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه

سفر روح (سخن آغازین):با نهایت تشکر تقدیم به تو

چند وقت پیش متنی را از کتابی خواندم به این مضمون : هنگامی که شاگرد آماده فراگیری باشد ، استاد ظاهر میگردد .
متن زیبا و تاثیر گذار بود ، با خود پرسیدم اگر من شاگردم ،قرار است چه را فرا گیرم و استادم کیست ؟
خلاء درونم به پاسخ آمد و گفت : عشق ،
گفتم چرا ؟ جواب آمد : ایا درکش کرده ای ؟ ،
پرسیدم حال استادم کیست : ندا آمد ، هنگامی که شاگرد آماده فراگیری باشد ، استاد ظاهر میشود !
و گذشت و گذشت ، ذره ذره تو به مانند سایه ای همراهم گشتی و آهسته و به نرمی فردی شدی چون آئینه ، که خود را در ان میدیم ، و اصلاح و اصلاح و اصلاح ، فرامیگرفتم از تو ،خود بهتر بودن را ، می اموختم از تو ،کامل شدن را و نیروی نشاط و شادابی .
و غم ها ! دیگر با این واژه آشنایی نداشتم ، هرچه بود تو بودی و شادی ، شادی بود و تو . 
"اهریمن" تاریکی و ظلمت و اندوه از تسخیر دل درامد و خلوتگاه دل را"اهورامزدای" نور و صفا گرفته بود و من نمیدانستم که از درون چه هیاهویی برپاست ، تا که دل به تنگ آمد و قلب به تکاپو، هردو هم صدا فرامیخواندنت ، نیروی آسمانی مرا در آغوش گرفته بود و هر آنچه در اطرافم بود ، نور بود و نور ونور . آری  در حال فراگیری بودم و تنها استادم بودی .
و بعد باز خواندم چنین متنی را :"خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی،اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر" میدانستم که باید شکر گذار بود ، شکر گذار . در پی هر رویدادی خیریت و مصلحتی است پس تنها شکرگذار خدایم گشتم و سپاس گذار تو
و امشب این متن درس تورا تکمیل کرد :"
---------------------------------------------------------------------------------------------
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد
كوچك باش و عاشق ،كه عشق می‌داند آئین بزرگ كردنت را ...
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
فرقى نمي‌كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران، زلال و پاک كه باشى تصویر آسمان در توست
چرا که مردم آنچه را که گفته‌ای فراموش خواهند کرد ،حتا آنچه را که انجام داده‌ای به فراموشی خواهند سپرد 
اما هرگز از یاد نخواهند برد که باعث شده‌اید چه احساسی نسبت به خود داشته باشند
دوست داشتن دلیل نمی‌خواهد ولی نمی‌دانم چرا خیلی‌ها و حتی خیلی‌های دیگرمی‌گویند 
این روز‌ها دوست داشتن دلیل می‌خواهد و پشت یک سلام و لبخندی ساده دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده
ودنبال گودالی از تعفن می‌گردند
دیشب که بغض کرده بودم باز هم به خودم قول دادم من سلام می‌گویم 
و لبخند می‌زنم و قسم می‌خورم و می‌دانم عشق همین است به همین ساد گی
پس ، برای همسایه‌ای که نان مرا ربود، نان
برای دوستی که قلب مرا شکست ، مهربانی
برای آنکه روح مرا آزرد ، بخشایش
و  برای خویشتن خویش آگاهی و عشق آرزو دارم"
--------------------------------------------------------------------------------------------------
برای درس زیبایی که به من اموختی ، متشکرم
و برایت آرزو دارم که تو نیز در مکتب خانه ی خود فراگیری
چراکه هنگامی که شاگرد آماده آموختن شود استاد ظاهر میگردد
30 مهر 89
رعنا اردکانیان

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

فلسفه روزه :


چندی پیش فردی ازم پرسید که چرا روزه میگیرم ؟ جواب خاصی برایش نداشتم جز اینکه در ذهن خود نیز به دنبال پاسخ این چرا بودم . اندکی ذهنم  مشغولش شد و باعث شد که تکه های پازل ذهن اشفته را در کنار یکدیگر مرتب کنم تا به جوابی برسم. اول از همه به دنبال پاسخ فلسفه نگارانه ی موجود در کتب ها و گفته ها رفتم ، چرا روزه میگیریم ؟ تک تک پاسخ ها برایم منطق صحیح را ایراد نمیکرد و بیش تر به مانند پاسخی بود سطحی که تنها رفع تکلیفی باشد از سوال کننده . که معمولا پاسخ ها برای عموم این چنین اند:
برای اینکه به یاد فقرا بیافتیم!
برای اینکه زیاده روی نکنیم!
برای اینکه قدر نعمت بدونیم!
برای اینکه سالم زندگی کنیم!
چون دانشمند ها هم رمضان را تایید کردن و گفتن خوبه!
چون در سایر مذاهب هم روالی مانند رمضان ما و روزه گرفتن هست !
چون اسلام گفته و جزو واجباته!
چون گذشتگانمان میگیرند پس یه چیزی میدونند که روزه میگیرند پس ما هم روزه میگیریم!
واسه رژیم خوبه و لاغر میشیم!
نمی دونم اما میگیرم ، دلیلی هم ندارم!!
واسه امتحان الهی و صبر و ....!
واسه اینکه توی این ماه دروغ نگیم ، غیبت نکنیم و ....!
و جواب هایی به این ترتیب ...
اما به نظرم علت اصلی قرار دادن ماه رمضان در اسلام موارد فوق نیست بلکه فلسفه ی رمضان به این است که خدا ا به ما در سال یک فرصت  30 روزه را میدهد که با نخوردن (که معمولا بزرگ ترین نقطه ضعف هر ادمی است!) این سوال را از خود بپرسیم و چون در پی یافتن جوابش باشیم از کسی جز خود نمی توانیم پاسخی بشنویم چرا که پاسخ هر کس به این سوال انعکاسی است از ضمیر ناخودآگاه و شخصیت درون آدمی . 

به عنوان مثال اگر پاسخ شما به این سوال این باشد که چون همه میگیرند پس ما نیز اینچنین : این بیانگر این است که شما بدون جستجو و کنجکاو در باره رمضان تنها به عمل دیگران بسند میکنید و به تقلید بی پرسش راضی هستید و در پارادایم وسنت اجدادیتان قرق شدید ، انعکاس ضمیر نا خود آگاه شما این است که : جسمتان روالی روز مرگی را طی میکند و این مورد  در اسلام به شدت نهی شده ،( به قول حضرت علی :فردی که دو روزش مثل هم باشد مسلمان نیست ) این اهمیت پارادایم شیفت یا همان سنت شکنی را دراسلام نشان میدهد چرا که محمد خود بزرگ ترین سنت شکن جهان بوده و اعرابی را که عمری بت می پرستیدند را با خدا ی یکتا آشنا میکند .

پاسخ هایی که مربوط به سلامت جسم و رژیم و ... هست بیانگر این است که ضمیر نا خود آگاه شما به دنبال فرصتی میگردد تا به شما تغذیه سالم و سالم زیستن را تذکر بده ، گویی که شما به علت مشغله های کاری و ذهنی اهمیت سالم زیستی را فراموش کرده اید و با خوردن مواد نامرغوب و اضافه خوری و ... به بدن خود ،ناخودآگاه ضربه میزدید. در قران به صرفه جویی و سالم زیستی اشاره شده وبه میوه ها و خوراکی ها و فواید ان ها اشاره نموده .

 اگر پاسخ مربوط به امتحان الهی و صبر و  عدم اقدام به گناه و ... است ، بیانگر این است که ضمیر ناخودآگاه شما به مرحله ای از شناخت روح شما رسیده و خواستار پیشرفت شما در ضمینه اخلاقیات و روانشناسی است چرا که با صبر پیشه کردن و تامل قبل از انجام گناهان روزمره از صغیره تا کبیره جسم و روح شما به مرحله زیبایی از شناخت درون ، رفتار و کردار و گفتاری نیک میرسد و همانطور که قران فرموده هرکس خود را شناخت خدای خویش را نیز می شناسد .

اگر پاسخ شما مربوط به یاد فقرا و دستگیری مستمندان و کمک به مضلومان باشد ، بیانگر این است که ضمیر ناخودآگاه شما در شما توان مهر ورزی و پخش عشق را میبیند و میخواهد به شما طعم زیبای بخشش و تجربه زیبای همراهی و همیاری را بچشاند .
به نظرم فلسفه رمضان به این است که خداوند هر سال به ما این فرصت یادآوری را میدهد که از خود بپرسیم و بر خود آگاه شویم و نسبت به پیشرفت و بهبود خود از شکست سنت ها تا پخش عشق و بخشش مهر پیش رویم .

رمضان میهمانی خدا نیست بلکه به مانند مسابقه ی بیست سوالی است که در ان ما شرکت میکنیم اما اینبار مجری و میهمان مسابقه خودمانیم و ضمیر ناخودآگاه خودمان. 
و در انتها یک سوال باقی میماند : ایا برنده ی امسال مسابقه ی بیست سوالی هستیم یا خیر؟
شهریور 89
رعنا اردکانیان

۱۳۸۹ تیر ۲۳, چهارشنبه

اندر باب تعطیلات دولتی(طنز)

روز های یکشنبه و دوشنبه به علت بحران کمبود تولید برق و به بهانه گرمی هوا ادارات تعطیل شد و در پی ان سخنان و جک های حاشیه ایی زیادی را به وجود اورد ، از جمله سخنان این بود که : حساب کردن دیدن کارمندها سر کار نروند به صرفه تر است !!
و .....
اما مانند همیشه تنها جای تعجب باقیست که چرا در ادارات با ساختمان هایی که نورگیر دارند و در روز روشن لامپ ها مهتابی و بسیاری از لوازم برقی بی دلیل روشن می ماند؟ چرا به جای درج هزاران خبر مبنی بر تعطیلی ها ، از کارمند ها درخواست صرفه جویی نمی کنند ؟ متاسفانه در فرهنگ جا افتاده که به جای پیمایش راه درست و مناسب ، تنها به پیمایش بیراهه ها و میانبر ها اکتفا کنیم و به هر زمان و در هر مکان که کم میاوریم با غیبت و عدم حضور و به قول امروزی با پیچوندن و دور زدن ! کارمون را پیش بریم.
سوالی مطرح است که اگر این مردان سر اهرام تلاشی مضاعف دارند که عملکرد خود را به عنوان کاتالوگی از الگوهای نمونه به جوانان ما مطرح کند، با کاتالوگی که در حال حاضر در دستانمان است وضعیتمان به کجا خواهد کشید؟
 

۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

کاملا بدون شرح


هفته ی پیش رفته بودم مرکز مخابرات پیش رئیس تاسیسات ، بحث به طراحی سایت رسید و خواست که نمونه کارهایم را ببیند ، به اینترنت متصل شدیم اما در کمال حیرت و تعجب و شوک دیدم که سرعت اینترنت در اتاق رئیس تاسیسات مرکز مخابرات شهر مشهد مقدس هم اندازه سرعت اینترنت شرکت ها و خانه هاست! و حتی فیلترینگ هم داشت!!!! چنان شوک این موضوع بودم که یادم رفت همه ی نمونه کارهام را نشون بدم و به دو - سه تا بسند کردم!
بهشون با خنده گفتم : مَثَل "کوزه گر از کوزه شکسته اب میخوره همینه دیگه" ! 
وقتی توی مرکز مخابرات که شاهراهه اینترنتی ما هست به سرعت و فرصت ارزش قائل نیستند باقی مردم ...................
همین بحث باعث شد که در طی چند عکس کاملا بدون شرح ! شرحی از عقب موندگی و این فضای زیاد دور ماندنمان از عصر سرعت و اطلاعات، دهم ! چنان جای تاسف در عکس ها هست که دیگر حرفی برای گفتن نیست!

همین ... من هنوز دلیل سرعت کم ارتباطات و اطلاعات و عقب ماندگی مان در سیستم های مخابراتی و موبایل را متوجه نمی شوم.
اخه چرا ما به دست خودمون خودمون را عقب مونده میکنیم !؟ چرا؟؟؟؟

۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

ارزوی دانشجو وبازاری

ساعت دانشگاه به پایان رسیده بود و سیل عظیمی از دانشجو ها در خیابان در حرکت بودند و همراه پیاده رویشان ، شاد و خوشحال از اتفاقات آنروز سخن میگفتند تا به نزدیکی مغازه ای رسیدند ، از پشت شیشه های مغازه، پسرکی همسن انان نظارگر شادی و هلهله بیرون بود و در دل به خود میگفت : ای کاش منم مانند انان تحصیل میکردم و مدرک مهندسی یا دکترای خود را میگرفتم ، چه زندگی بهتری داشتم اگر ادامه تحصیل میدادم حیف از جوانیم که در پشت این مغازه حروم شد . فارغ از اینکه دانشجویان پشت شیشه با اندوه و غصه به یکدیگر میگفتند : بچه ها اگر ما هم  به جای خوندن این درس های بی فایده و هدر دادن وقت و سرمایه مان برای گرفتن مدرکی که حتی اندازه خروس قندی برای شرکت ها و اداره ها ارزش نداره مثل این پسره یک کسب وکاری راه میانداختیم و اگر اینچنین بود چه زندگی بهتری داشتیم ، حیف از جوانیمان که در نیمکت های دروس بی محتوا هدر شد!
این صحنه برای شما اشنا نیست ؟
شهریور 89
رعنا اردکانیان

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

کودک درونتان را کوک کنید

با تشکر از سایت نارنجی ، به سایتی رسیدم که شهارش این بود : کودک درونت را سرگرم کن
در این سایت یک سری وسایل مختلف که در زمینه های اشپز خونه ، حیاط ، اتاق خواب و ... هست را دارا میباشد و تفاوت اصلی اش اینه که این وسایل جالب توجه هست و جذابیت خاصی در طراحی اش داده که باعث میشه که دلتون برای خرید اینجور وسایل لحظه شماری کنه ، اغلب وسایل ساده است و شما نیز با کمی حوصله و سلیقه میتونید درستشون کنید .
در ادامه پست چند تا از وسایلی که برام جالب بود را میگذارم
این یک بشقاب ساده است که طرح اولیه روی بشقاب صورت یک مرد هست که شما می تونید با قرار دادن خوراکی های خود چهره مرد را ارایش کنید ، دقت کنید که این ظرف چه قدر به بچه های بدغذا خور، در خوردن کمک میکنه ، قیمتش 12 دلاره
این یکی مخصوص همه ماهاست که ناخنک زدن و با انگشت غذا خوردن را دوست داریم! دیگه خودتون می دونید که این وسیله چه قدر در حفظ جان و سلامت ما مفید واقع میشه، قیمت پک چهارتاییش در سایت 8 دلاره

اینم مخصوص سس های کچاپ و خردل ! چه حس خوبی داره نه ! قیمت هر کدومشون 4دلاره!
اینم برای کسانی هست که میخواهند حمامشون را به دیسکو تبدیل کنند ، امتحانش باید جالب باشه
خب این ادرس سایت این وسایل محبوب
http://www.perpetualkid.com
تگ ها : گجت ، گجت خانوادگی ، ابزار اشپزخانه ، گجت اشپز خانه ، چرندیات جالب!
شهریور 89
رعنا اردکانیان

۱۳۸۹ خرداد ۱۳, پنجشنبه

سریال supernatural

چند ماه پیش دختر عموی عزیز یک بسته فیلم بهم داد که شامل بخش اول سریال هیجان امیز supernatural بود . قبل از دیدن فیلم به خودم گفتم برو بابا این چرندیات چیه ...! اما حاضرم با تک تک تون شرط ببندم که بعد از دیدن بخش اول فصل اول فیلم شما حاضرید که تمام شب را صرف دیدن سایر بخش ها و تمام ماه را صرف دیدن کل سریال بکنید!
عجیب تر از همه اینکه من هیچ گاه فیلم های ترسناک و ادم کشی و روحی و جنی و خرافاتی ندیدم و اصلا سبک علاقه مندی و کلاس فیلمی ام در این زمینه چرندیات نیست ! اما سریال 5 ساله supernatural با تمام سریال های ترسناک بی محتوا متفاوت است .
از مزایای سریال supernatural:
1-با این همه که کل فیلم در مورد اجنه و ارواح و شیاطین و موجودات خبیس ماورائی است اما در کل 5 فصل فیلم ، ذره ای احساس ترس دلهره آور به شما دست نمی دهد چرا که گارگردانی فیلم به گونه ایست که خشونت بیش از حد و وحشی گری مد نظرش نیست.
2_فیلم مثل داستان هزار و یک شب شما را وادار به ادامه دیدن کل بخش ها میکند . البته این حس به صورت اتومات و با تمایل زیاد در بیننده تولید میشود.
3-سریال در صحنه های متفاوت و با ادم های متفاوت و حتی موجودات ماورائی مختلف هست و در طول فیلم تنوع در همه صورت و همه مدل وجود داره و سریال خسته کننده نیست.
4-مثل تمام ترفند های هالیودی فیلم سرشار از دختران و پسران خوشتیپ و زیبا هست .  :))
5_حس اتحاد خانواده، اهمیت به ارزش خانواده ، احترام به اعضای خانواده در فیلم به صورت هدفی پر رنگ یا حتی اصلی تحریر شده.


معایب سریال supernatural:
1- دراین سریال ، اکثر شیاطین و موجودات خبیس را زن ها بازی میکردند و اکثر فرشته ها و نقش های اصلی که قهرمانان فیلم بودند را مرد ها بازی میکردند . :))
2-در فیلم نشون داد که شیطون ها سر قولشون هستند و دروغ نمی گویند اما فرشته ها موجوداتی بدون فکر که دروغ میگفتند و سر قولشان نمی ماندند و تنها اجرا کننده دستور هستند و به صورتی فرشته ها نقش تروریست را در فیلم اجرا میکردند !
3- نویسنده یا تهیه کننده فیلم ، به صورت حتم بدون مذهب و بی دین یا به صورتی لائیک بودند چرا که در فیلم به صورتی محسوس نشان داد که خدا وجود ندارد و تمام موجودات را خدا در این دنیا رها کرده و البته معنی سرنوشت و اجبار و اختیار  را به زیر سوال برد . و در فیلم پیامبری را ساخت که مشروب میخورد و با زن ها و سایر فساد های سطحی زمینی نقش یک پیامبر اخر زمونه را اجرا میکرد!
و اما نکات فیلم :
1-در دنیای ما شیاطین و خونخار ها و دراکولا ها و سایر این موجودات ماورا طبیعه فراوانند اما نکته اینه که ما به دنبال اجسام متفاوت و عجیب هستیم در صورتی که در حقیقت خون اشام ها در دنیای حقیقی افرادی اند که حق مردم را میخورند و شیاطین مردمی هستند که با دروغ و نیرنگ کاملا برنامه ریزی شده ، به اهداف خود میرسند!
2-در فیلم نشان میداد که شیاطین برای اجرای اهدافشون توسط ادمی زاد نیاز به اجازه و تمایل رسمی خود فرد دارند و نمی توانند با اجبار یک انسان را به انجام کاری وادارند و این مرا به یاد ایه ای در قران میانداخت که در روز قیامت جواب شیطان به مردمی که ادعا داشتند که تمام اعمال بدشان تقصیر شیطان است و انها بی گناه اند این است که می گوید : من تنها شما را دعوت کردم و از شما درخواست کردم و این شما بودید که دعوت مرا اجابت نمودید!
نمی دانم به شما پیشنهاد دیدن سریال را بدهم یا نه ، چرا که دیدن این سریال کاملا وابسته به میزان سطح اگاهی و شناخت شما به خود و خدا است و اگر جزو افرادی هستید که محیط اطرف و مخصوصا فیلم ها در سطح عقاید و باور هایتان تاثیر میگذارد ، پیشنهاد من اینه که از خیر فیلم بگذرید .
تگ ها: سریال ماوراء طبیعه ، سریال سوپر نتچرال ، سریال سوپر نچرال ، سریال supernatural ، سریال super natural ، سم وینچستر ، دین وینچستر ، لوسیفر ، sam winchester , dean winchester , demon ,  Jensen Ackles , Misha Collins , Jared Padalecki , SUPERNATURAL ,
رعنا اردکانیان ، خرداد 89

۱۳۸۹ خرداد ۱۲, چهارشنبه

سواد و طبقه بندی اجتماع در 2000 سال پیش و اکنون


چندی پیش به یاد تاریخ دوران راهنمایی افتادم که در ان بحث بر طبقه بندی جامعه و عدم دسترسی به سواد خواندن و نوشتن برای قشر های کشاورز و عامه بود . به ناخودآگاه زمان حال را با 3000 سال پیش مقایسه وبررسی کردم و نکته ای خنده دار و تاسف برانگیزی را دریافتم . اگر تعرف ما در 3000 سال پیش از بی سوادی و مقایسه بی سوادان با اندیشمندان و دانایان بر سر خواندن و نوشتن و دسترسی به چند کتاب معروف زمانه خویش و هم صحبتی با اهل کلمه باشد، اکنون مقایسه یک بی سواد با دانایان زمانه مان بر سر سواد و کلمه نیست بلکه بر سر سرعت بیشتر بزرگراه اینترنتی ، راحتی دسترسی منابع تحت وب ، عدم تحریمات داخلی و خارجی و بهره گیری و بهره بری از اخرین تکنولوژی های مخابرات ، موبایل و اینترنت و دنیای الکترونیکی است ! مدرک دانشگاهی که بدست می آوریم در مقایسه با 3000 سال پیش ، حکم همان بیل کشاورز بی سواد را ایفا می کند وبس! البته مزیت بیل کشاورز اینه که میتونه باهاش نون دربیاره و مدرک ما حتی همین لطف را هم در حق صاحبش در این زمونه نمی کنه....
نمی دانم با اینچنین تعریفی چند نفر از ما ایرانی ها در طبقه بیسواد جامعه اشکانیان و چند نفر در طبقه علمای صفویان قرار میگیرند ؟ نظر شما چیست ؟

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

میگم اما تو نگو!


-سلام جونی خبر خبر!
من شنیدم از حفظ و بر!
به کسی نگی این دور و بر!
نباید بشه تابلو رو در !
کسی ندونه ازش خبر !
من میدونم بهت میگم ، نگی به کسی ، بشه دربه در !
اهای اهای خبر خبر !
همه میِدِنَند ، اما نِمِگَند!
مو مُدُنُم اما مُوگُم !
اما نشه تابلو رو در !
نکنه بشه صاحب خبر !
از کار خویش از تو خبر!
رعنا اردکانیان اردیبهشت 89

۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه

سرآغاز بهار

به مناسبت آغاز سال 89 چند تا عکسی که از طبیعت با دوربینم گرفتم را می گذارم ...
قسمت اول طبیعت هست ....

۱۳۸۸ اسفند ۱۵, شنبه

رقص در میان گندم زار


هوا لطافت خاصی داشت ، شهر مشهد لحظاتی بعد از باران لطیف را نظاره گر بود ، نشانه هایی از رحمت خورشید از میان ابرها به چشم می آمد و من با حس غرور و افتخار خاصی از دانشگاه به خانه می امدم چراکه داستان روز های حضورم در دانشگاه به پایان میرسید.تصمیم گرفتم باغ ملک آباد تا خانه را پیاده روی کنم ، باغ با وسعت خاصش مرا مشاهده می کرد و آگاپه ی خاصی در وجودم در تلاطم بود . به محیط زیبای باغ نظری انداختم و به نظرم آزادی و آرامش نهفته درونش بی پایان می آمد، پس از گروهی از درختان میوه ، علف های بلندی بودند که لحظات آخر حضورشان در زمین را تجربه می کردند ، گیسوهایشان طلایی ، گویی آرایشگر ماهری همگی را به زیبایی و دقت خاصی آراسته بود. باد زیبای بهاری شروع به وزیدن کرد ، بوی نم باران همراه با طراوت گل برگها وجودم را در بر گرفت . کمند طلایی علف ها مرا به یاد دشت های نورانی خرمن گندم ها انداخت و حسی در وجودم مرا به آن دشت فرا می خواند . وزش باد بهاری مرا در آغوش گرفت .
چشمانم را بستم ولحظه ای دیگر در میان گندم زارهایی پهناور به وسعت کهکشان ها بودم و با نوازش باد به صورتم ، گیسوهای طلایی  گندم به رقص می آمد .
دستانم را باز کردم و همزمان با گام برداشتن خوشه ها را لمس می کردم ،در میان خار های بلند و تیز خوشه ها ، دانه های برکت روییده بود و من در میان نعمت بی پایان الهی می دویدم و عشق سراسر وجودم را با قدرت خاصی در بر گرفته بود ، 
چهچه ی پرندگان ،
اقیانوس آسمان ،
زمین مهربان ،
گرمای خورشید رحمان، 
بوی عطر گندمان 
و رقص من در این میان، 
لحظات با سرعت از کنارم می گذشتند و دست من ازمیان خوشه ای به خوشه ی دیگر در حرکت بود که ناگهان به سرعت همه چیز در اطرافم شروع به تغییر کرد ،صدای بوق اتوبوسی مرا به خود آورد تقریبا به میدان ملک آباد رسیده بودم و دستم در میان میله های حفاظ باغ بود ! نفس عمیقی کشیدم و عشق باقیمانده از لحظات زیبای رویایی ام را در خود زندانی کردم و با خنده ایی سرازیر از ایمان ، به سمت خونه راهسپار شدم.
رعنا اردکانیان ، اسفند 88

۱۳۸۸ بهمن ۱۷, شنبه

رنگ ها

چند سال پیش به مناسبت پروژه کاردانی با طیف وسیعی از رنگ ها و معانی آن ها آشنا شدم . اما کم کم آهنگ دلنشین سخنان آن ها برایم یکنواخت شد تا اینکه در چند روز پیش متوجه شدم که همان طور که بدن با اکسیژن زنده است توسط طیف رنگ ها موجودیت می یابد ! خیلی جالبه نه! قبلا در یک پسنی معانی رنگ ها در تجارت را قرار داده بودم اما فردا برایتان معانی زیبای رنگ در زندگی را نیز قرار میدهم ، .....

۱۳۸۸ بهمن ۷, چهارشنبه

6 سایت جالب در زمینه عکاسی مدل برداری عکاسی

سلام ، امروز چند سایت زیبا برای مدل برداری عکاسی را برایتان قرار میدهم ، امیدورام مورد علاقه تان قرارگیرد
 ی
1-http://www.danielkennedy.com/
این سایت برای عکاسی های مدرن و ژورنالی مناسب است.
البته موضوع عکاسی این آقا در زمینه هنرپیشه ها ، مد و سفر است

این سایت در زمینه های  پرتره، موسیقی ، سرگرمی ، تبیلغات و...
فعالیت میکنه البته عکس ها زیبا اما سرعت پایین است

این سایت هم جالبه ، کلا عکس های متفاوت داره!
این سایت خیلی حرفه ای هست البته سعی کنید با اینترنت پر سرعت سایتو ببینید
در زمینه تبلیغات، زیبایی ، پرتره، مد،

عکساش متفاوته چون دیدش متفاوته

برق خاصی که توی عکس هاش داره را دوست دارم

خب ، فعلا این 6 تا سایت را نگاه کنید تا درپست بعدی سایت های عکاسان ایرانی را نیز قرار دهم



۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

زندگی را مزه کن!

احتمالا برای همه شما پیش آمده که پس از مزه چشی غذا های خوشمزه و عالی ایرانی ، دلتون بخواد تنوعی در خوردن ایجاد کنید و سایر غذاهای کشور های دیگه را هم امتحان کنید ، البته به این ایده شما تبریک می گویم و پیشنهاد من اینه که حتما از همین امروز تغییری در سفره غذایی خود بدهید و با مزه های دیگه هم آشنا بشید و اینکه وقتی یک روز توی سفره تون برنج یا نون نباشه بازم بدونین که غذاست !!(مخصوصا بابا ها و داداش ها با این موضوع رابطه مستقیمی دارند) .
امکان داره برای بار اول چون نوع و روش پختن ،دستتون نیامده خرابکاری بکنید اما کم کم حسابی حرفه ای میشید ،
حالا بعد از این همه حاشیه رفتن ،برم سر اصل موضوع ،سایت دستور غذاها که البته مربوط به شبکه خبر گذاری بی بی سی است ، یکی از سایت های خوبه که توی اون می تونید هزاران دستور غذا را بیابید و بپزید و نوش جان کنید ! خب امکان داره بگید ای بابا این سایت که انگیلیسی هست ، خب سایت مترجم گوگل را که خدا ازتون نگرفته که!، هر کلمه ای را که نمیدونید ، کپی کنید در مترجم و جواب بگیرید ، کارتون از کلمه گذشته و کل جمله را متوجه نمی شوید ؟ خب کل جمله را در کادر مترجم بریزید تا ترجمه کند ، البته ترجمه اش خوب نیست اما قابل فهمه !
یک دلیلی که باعث شده از میان این همه سایت خوشمزه غذا این را انتخاب کنم ، طیف وسیع اطلاعات و صحت داشتن دستور پخت هست و البته هنگامی که اسم یک غذای خاصی را برای پختن جستجو می کنید (مثلا پیتزا) غیر از لیست انواع پیتزا ها در ستون سمت راست انخاب هایی از جمله دسته بندی بر اساس زمان پخت ، دسته بندی بر اساس میزان سختی ، دسته بندی بر اساس میزان کالری (گزینه ای خیلی خوب برای چاق ها و لاغر ها) و ........ را قرار می دهد که باعث میشه از میان دریای دستورهای پخت ، به گزینه مورد علاقه خود به راحتی دست یابید.

خب اینم از پست این هفته ! می دونم کل نوشته های وبلاگ هیچ ربطی به هم نداره !! اما خوب مزه اش به همینه دیگه :)) 

۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

روز دانشجو مبارک

نمی دونم چند نفراز هزاران محصل دانشگاه ارزش اینو دارن که امروز را برای خودشون جشن بگیرند ، اما اگر شما هم جزء اون افرادی هستید که تنها به دروس بی محتوای دانشگاه بسند نکردید و دنبال سواد واقعی هستید ، اگر از اون افرادی هستید که هزاران سوال در ذهن خود دارید و از پرسیدن اون ها از متخصصین واهمه ای ندارید ، اگر از اون افرادی هستید که خیال پردازی قویی دارند و افکار خود را یادداشت می کنند و برای رسیدن به اون ها برنامه ریزی می کنند ، اگر از اون افرادی هستید که منابع مختلف را برای رسیدن به هدف مطالعه می کنید ، اگر از اون افرادی هستید که از آنچه آموخته اید به دیگران نیز می آموزید و اگر از اون افرادی هستید که از شکست ها بوی پیروزی را در می یابد ...... امروز روز شماست . روزتان مبارک

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

فرار از مدرسه!!




امروز شنبه دوم ابان ماه است ، هزاران کار انجام نشده در دفتر قرار هایم دارم که هرکدوم به نحوی ارزشمند و مهم هستند
به اجبار نیز باید به محیط کارورزی بروم و 8 ساعت مفید از روز را صرف امور کم اهمیت تر بکنم .
ناگهان در یک حرکت کاملا غیر قابل پیش بینی از محیط کارورزی پریدم بیرون و به خودم گفتم : بدو رعنا بدو(!!؟)
تند تند دفتر کار های روزانه را ورق زدم و کارهایی را که باید می کردم را مرور کردم واییی از یک سمت شهر به یک سمت دیگه باید می رفتم تا مدیریت طراحی یک سایت را بدست آورم. هنگامی که رسیدم مسول خوش قول سازمان در محل کارش نبود و خلاصه یک ساعت و نیم از زمان مفید من صرق رفت و آمد در ترافیک شد . گام بعدی کلاس ریاضی بود که برای اولین بار در این ماه سروقت به کلاس رسیدم و اما کلاس تشکیل نشد!!! و یک ساعت دیگر هم از بین رفت ، مرحله بعدی آپلود سایت بود که با تمام راهنمایی های استاد محترم و عزیز (درس ای اس پی )کاملا امیدوار بودم که کار دیگه تمومه و سایت بلاخره آپلود می شه . دقیقا بعد از نیم ساعت کار با پنل و امیدوار شدن به خود ، برق محله مان از بیخ و بن قطع شد !! نمی دونم غذای مامانم سوخته بود یا دود از سر من بیرون می آمد ؟؟! حسابی گیج و متحیر از تعویق اینهمه کار بودم که از محل کارورزی هم تماس گرفتند که(رعنا تو کجایی ،رعنا تو بلایی ) البته این قسمت پرانتز وار مربوط به آهنگ اسف هست که در مورد من یکی خیلی هماهمنگه!!
نمی دونم دلیل تعویق در انجام کار های امروزم چی بود اما به قانون معتقدم و می دونم که فرار از محل کارورزی ام شاید دلیل تمام اتفاقات خنده دار امروز باشد.